«استراتژی دیجیتال مارکتینگ» از آن عبارت‌هایی است که همه می‌گویند و کمتر کسی می‌تواند در یک صفحه بنویسدش. اگر از ده مدیر بپرسید استراتژی‌تان چیست، چند نفر جواب می‌دهند «اینستاگرام و سئو و یه کم تبلیغات». این فهرست کانال‌هاست، نه استراتژی.

در این مقاله، استراتژی دیجیتال مارکتینگ را بدون اصطلاحات پیچیده تعریف می‌کنم، یک چارچوب ۵ مرحله‌ای ساده می‌دهم که با بودجه‌ی محدود هم اجرا می‌شود، و یک الگوی یک‌صفحه‌ای که می‌توانید همین امروز برای کسب‌وکار خودتان پر کنید. تجربه‌ی من این است که اکثر کسب‌وکارها کمبود «کانال» ندارند؛ کمبود «تشخیص» دارند.

خلاصه‌ی این مقاله:

  • استراتژی یعنی انتخاب آگاهانه‌ی «چه کاری نکنیم»، نه فهرست کانال‌ها و کارها.
  • قبل از انتخاب کانال، باید گلوگاه قیف را پیدا کنید: دیده نمی‌شوید، دیده می‌شوید ولی تبدیل نمی‌شود، یا مشتری می‌آید و برنمی‌گردد.
  • چارچوب ۵ مرحله‌ای: هدف عددی، مخاطب و پیشنهاد، تشخیص گلوگاه، انتخاب ۱ تا ۲ کانال، چرخه‌ی ۹۰ روزه‌ی اندازه‌گیری.
  • با بودجه‌ی محدود، تمرکز روی یک گلوگاه از پخش کردن پول روی ۶ کانال بازده بیشتری دارد.

استراتژی دیجیتال مارکتینگ دقیقاً چیست؟

استراتژی دیجیتال مارکتینگ پاسخ مشخص و مکتوب به این چهار سؤال است:

  1. به کجا می‌خواهیم برسیم؟ (هدف عددی و زمان‌دار)
  2. برای چه کسی و با چه پیشنهادی؟ (مخاطب هدف و دلیل انتخاب شما)
  3. الان کجا گیر کرده‌ایم؟ (گلوگاه اصلی)
  4. با چه کانال‌ها و منابعی، و چه چیزهایی را عمداً انجام نمی‌دهیم؟

تفاوتش با «تاکتیک» همین‌جاست. «هفته‌ای سه پست بگذاریم» تاکتیک است. «ظرف ۹۰ روز تعداد درخواست مشاوره‌ی ماهانه را از X به Y برسانیم و برای این کار فقط روی دو کانال تمرکز کنیم» استراتژی است. اگر مقاله‌ی افزایش فروش با دیجیتال مارکتینگ: نقشه راه یا سراب؟ را خوانده‌اید، همین تفاوت را از زاویه‌ی دیگری دیده‌اید.

چرا «اول کانال» بیشتر کسب‌وکارها را زمین می‌زند؟

بیشتر مدیرانی که با آن‌ها صحبت می‌کنم از کانال شروع می‌کنند: «سئو کنیم؟ اینستاگرام تبلیغ بدهیم؟ پیامک بزنیم؟» ولی کانال یک وسیله است. اگر مشکل واقعی جای دیگری باشد، هر کانالی هم که روشن کنید، فقط مشکل را بزرگ‌تر می‌کند.

اصل ساده‌ای در مدیریت هست (نظریه‌ی محدودیت‌ها از الیاهو گلدرت): خروجی هر سیستم را کندترین حلقه‌ی آن تعیین می‌کند. اگر سایت‌تان ۱۰۰۰ بازدید در ماه می‌گیرد و هیچ‌کس تماس نمی‌گیرد، بازدید بیشتر مشکل را حل نمی‌کند؛ صفحه‌ها و پیشنهاد باید اصلاح شوند. اگر مشتری یک بار می‌خرد و برنمی‌گردد، تبلیغ بیشتر یعنی پر کردن سطل سوراخ. مقاله‌ی چرا بازدید بالا می‌رود اما فروش نمی‌آید؟ همین را از نگاه ترافیک توضیح داده است.

پس ساده‌ترین قیف را در ذهن داشته باشید و ببینید کدام قسمتش می‌لنگد:

چارچوب ۵ مرحله‌ای (برای بودجه‌ی محدود)

مرحله ۱: یک هدف عددی و زمان‌دار

«افزایش فروش» هدف نیست. «رساندن تعداد درخواست‌های ماهانه از ۲۰ به ۴۰ تا پایان سه‌ماهه» هدف است. عددها را از وضعیت واقعی‌تان بردارید، نه از جدول‌های کلی اینترنتی. اگر هنوز عدد پایه ندارید، اولین هدفتان همین است: ظرف ۳۰ روز بفهمید الان چند بازدید، چند درخواست و چند فروش دارید.

مرحله ۲: مخاطب و پیشنهاد، در یک جمله

جمله‌ای بنویسید با این قالب: «ما به ___ کمک می‌کنیم تا ___ ، بدون ___ .» مثلاً «ما به فروشگاه‌های کوچک آنلاین کمک می‌کنیم هزینه‌ی تبلیغات‌شان را کم کنند و مشتری برگشتی بسازند، بدون اینکه تیم بزرگ استخدام کنند.» اگر این جمله را نتوانید ساده بنویسید، هیچ کانالی نجاتتان نمی‌دهد.

مرحله ۳: تشخیص گلوگاه

با داده‌هایی که دارید، سه سؤال بپرسید:

جایی که شکاف از همه بزرگ‌تر است، گلوگاه شماست. اگر داده‌ی کافی ندارید یا مطمئن نیستید مشکل در کدام بخش است، تشخیص‌گر گلوگاه رشد در ۲ دقیقه و رایگان یک تحلیل اولیه می‌دهد (دیجیتال، تبدیل مشتری یا رهبری تیم).

مرحله ۴: ۱ تا ۲ کانال، نه ۶ تا

کانال را بر اساس گلوگاه انتخاب کنید، نه بر اساس مد روز:

و مهم‌تر از آن، فهرست «چه کارهایی را عمداً نمی‌کنیم» را بنویسید. این فهرست نیمی از استراتژی است.

مرحله ۵: چرخه‌ی ۹۰ روزه

هر ۹۰ روز یک چرخه: یک گلوگاه، یک فرضیه، یک اندازه‌گیری. در پایان بپرسید عدد حرکت کرد یا نه. اگر نه، آیا فرضیه غلط بود یا اجرا ضعیف بود؟ بدون این حلقه‌ی بازخورد، استراتژی فقط یک سند است. تیم‌ها معمولاً در همین حلقه گیر می‌کنند، چون کسی مسئول عدد نیست. اگر نقش‌ها در تیم‌تان روشن نیست، تفاوت کارشناس، مدیر و مشاور دیجیتال مارکتینگ کمک می‌کند.

یک مثال فرضی از جریان کار

این مثال کاملاً فرضی است و فقط برای نشان دادن منطق کار نوشته شده، نه آمار واقعی هیچ کسب‌وکاری.

فرض کنید یک فروشگاه آنلاین لوازم خانگی در ماه ۵۰۰۰ بازدید دارد و ۵۰ سفارش ثبت می‌شود. مدیر می‌گوید «ترافیک کم است، تبلیغ بیشتر بدهیم.» اگر تبلیغ را دو برابر کند و نرخ تبدیل ثابت بماند، سفارش‌ها هم تقریباً دو برابر می‌شود، ولی هزینه‌ی هر سفارش هم کم نمی‌شود. حالا فرض کنید بررسی نشان بدهد ۷۰ درصد کسانی که سبد خرید را پر می‌کنند، در مرحله‌ی پرداخت خرید را رها می‌کنند. این یعنی گلوگاه «تبدیل» است، نه «دیده شدن». با اصلاح فرایند پرداخت، همان ۵۰۰۰ بازدید سفارش بیشتری می‌دهد، بدون خرج تبلیغاتی تازه. استراتژی درست این‌جا «اول پرداخت را درست کن، بعد ترافیک را زیاد کن» بود.

الگوی یک‌صفحه‌ای استراتژی (کپی کنید و پر کنید)

  1. هدف ۹۰ روزه: (عدد، تاریخ)
  2. مخاطب هدف: (کدام مشتری؟ در یک جمله)
  3. پیشنهاد ارزش: (ما به ___ کمک می‌کنیم تا ___ ، بدون ___)
  4. گلوگاه اصلی فعلی: (دیده شدن / تبدیل / بازگشت مشتری، و شاهد عددی)
  5. کانال‌های انتخابی (حداکثر ۲): و دلیل انتخاب هرکدام
  6. چه کارهایی را نمی‌کنیم: (حداقل ۳ مورد)
  7. معیار موفقیت و مسئول اندازه‌گیری: (چه عددی، هر چند وقت، چه کسی)
  8. تاریخ بازبینی: (۹۰ روز بعد)

اشتباه‌های رایج در تدوین استراتژی

بیشتر بخوانید: استراتژی خوب مشتری می‌آورد؛ ولی اگر جواب و پیگیری دیر باشد، همان مشتری از دست می‌رود. ایجنت هوش مصنوعی چیست را بخوانید تا ببینید این شکاف چطور پر می‌شود.

سوالات متداول

استراتژی دیجیتال مارکتینگ چیست؟

برنامه‌ای مکتوب که مشخص می‌کند به چه هدف عددی می‌خواهید برسید، برای چه مخاطبی و با چه پیشنهادی، گلوگاه فعلی کجاست و با کدام یک یا دو کانال و منابع قرار است آن را حل کنید.

فرق استراتژی و تاکتیک دیجیتال مارکتینگ چیست؟

استراتژی می‌گوید چه هدفی، چرا و چه کارهایی انجام نشود؛ تاکتیک اقدام‌های اجرایی مثل زمان انتشار پست یا نوع تبلیغ است. اول استراتژی، بعد تاکتیک.

با بودجه‌ی کم از کجا شروع کنیم؟

از تشخیص گلوگاه و اندازه‌گیری وضعیت فعلی. بعد روی یک گلوگاه و یک یا دو کانال تمرکز کنید. پخش کردن بودجه‌ی کم روی چند کانال معمولاً به نتیجه‌ی قابل‌اندازه‌گیری نمی‌رسد.

هر چند وقت یک بار استراتژی را بازبینی کنیم؟

یک چرخه‌ی ۹۰ روزه برای بسیاری از کسب‌وکارها منطقی است: به‌اندازه‌ی کافی بلند که اثر دیده شود، و به‌اندازه‌ی کافی کوتاه که اشتباه زود اصلاح شود. اگر بازار یا شرایط ناگهان عوض شد، زودتر بازبینی کنید.

آیا برای نوشتن استراتژی حتماً به مشاور نیاز داریم؟

لزوماً نه. اگر داده‌ی پایه و یک مسئول عدد دارید، الگوی بالا را خودتان می‌توانید پر کنید. مشاور وقتی کمک می‌کند که تشخیص گلوگاه برایتان روشن نیست یا تیم روی اولویت‌ها اختلاف دارد.

حرف آخر: استراتژی یعنی تمرکز

استراتژی خوب یک سند بلند نیست؛ یک صفحه است که می‌گوید روی چه چیزی تمرکز می‌کنید و چه چیزی را کنار می‌گذارید. برای شروع، ببینید گلوگاه کسب‌وکارتان کجاست: تشخیص‌گر گلوگاه رشد را رایگان امتحان کنید.